2. افريقيه
ابن ابي حَجَله

اديب الجزايري‌، نويسنده در باب طاعون و در باب شطرنج (1325-1375م‌/725ـ776 ه ق‌).
ابوالعباس احمدبن يحيي‌بن ابي حَجَله‌ٴ تِلِمساني حنفي‌، كه جدش ابوحَجَله صوفي معروفي بود (او را به‌خاطر اين‌كه كبكي در آستين قبايش تخم گذاشته بود، چنين مي‌ناميدند). احمد در سال 725 ه ق در تلمسان زاده شد؛ پس از زيارت حج و ديدار از دمشق مرشد خانقاهي شد كه مَنجَك‌1 در نزديكي قاهره‌، تأسيس كرده بود. او در آخر ذيقعده 776 ه ق از بيماري طاعون درگذشت‌.
تأليفات نظم و نثر او زياد است و چندان با موضوع بحث ما ارتباطي ندارند كه ذكرشان كنيم‌. به نظر مي‌رسد سخت تحت‌تأثير شاعر نامدار صوفي ابن‌فارض (سيزدهم ـ1) بود. احتمال دارد بررسي آثار قلمي او مطالبي را در زمينه‌ٴ مورد علاقه‌ٴ ما روشن سازد. در حال حاضر، تنها آثاري را ذكر مي‌كنيم كه مربوط به طاعون است‌: 1) الطب‌المسنون في دفع‌الطاعون‌؛ 2) جوارالاٴخيار في‌دارالقرار، كه آن را در سال 763 پس از مرگ پسرش براثر طاعون نوشت‌؛ 3) دفع‌النقمةفي‌ الصلوةعلي نبي‌الرحمة، درباره‌ٴ طاعون سال 763 ه ق‌.
بايد ذكري هم از كتاب اٴنموذج القتال في‌لعب الشطرنج (يا في‌نقل‌العُوال‌) او كنيم‌. پس از مقدمه‌اي در سرگذشت شطرنج‌بازان قديم مسلمان‌، اين بحث را پيش مي‌كشد كه آيا اين بازي‌ حلال است يا حرام و شرايط مباح بودن آن‌. سپس‌، هشت فصل دارد كه هريك با پنج نمودار پايان مي‌يابد. او در ميان نويسندگان قديم از محمدبن يحيي صولي و محمدبن عبيدالله لجلاج‌ (وفات‌: حدود 360 ه ق در شيراز) نام مي‌برد.
يكي ديگر از آثار او سُكًرْدان السلطان المَلِك الناصر جُنگي است درباره‌ٴ اهميت عدد هفت در توصيف و تاريخ مصر و در سال 757 ه ق تأليف شده است‌، يعني در دومين دوره‌ٴ حكومت‌ ناصر حسن سلطان مملوك (755ـ763 ه ق‌).

3. قلمرو مماليك
شاذلي

صدقه بن ابراهيم مصري حنفي شاذلي‌. چشم‌پزشك مصري (برآمدنش نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌؟)


1. اين احتمالاً امير سيف‌الدين مَنجَك يوسفي (وفات‌: 776 ه ق‌) است‌. درباره‌ٴ او ¿ منهل‌الصافي‌، تأليف ابن‌تَغريبِردي (وفات‌: 874 ه ق‌). نمي‌توان دانست آن‌ خانقاه متعلق به كدام طريقت بود. امراي مماليك و ديگران خانقاه‌هاي بسياري در قاهره و حوالي آن تأسيس كردند. امير مَنجَك مسجد زيبايي در نزديكي ارگ‌ قاهره بنا كرده است و خرابه‌هاي دروازه‌ٴ قصر او هم باقي است‌، ولي نشانه‌اي از خانقاه او يا هيچ اشاره‌اي به آن در آثار مكان‌شناسي مصر ديده نمي‌شود. اين‌ اطلاعات را دوستم ماكس ميرهف (نامه‌هاي پانزدهم و بيست‌وپنجم مارس 1940 از قاهره‌) لطف كرده است‌.